تبليغاتX
قطره ها در جریان
اينجا كه وارد مي شويد، دست از هر اميدي بكشيد...
 

 

نمی دونم انگیزه ی عکاس باشی از این عکس چیه...ولی من از این عکس این برداشت ها رو دارم:

 

۱. اونقدر می ری تا بخوری به دیوار، اونوقته که رسیدی!!      -شایلی-

 ~~~~~

 

۲. قایقی خواهم ساخت، خواهم انداخت به آب، دور خواهم شد از این خاک غریب...

:

همچنان خواهم راند،

 همچنان خواهم راند،
 همچنان خواهم راند،

:

همچنان خواهم خواند:"دور باید شد، دور"

همچنان خواهم خواند:"چه پیاده چه سواره، دور باید شد، دوووووووور"

~~~~~ 

 

۳. سفر بی دلیل، مرگ مسافر است!         -یادم نسیت از کیه، ولی بی تناسب نیست-

 ~~~~~

 

شاید با این زیاد موافق نباشی...anyway :

۴. می رم و می میرم آسوده می شم از عشق ...

 ~~~~~

 

کلا از این شعر خوشم می یاد، هر چند بی ربط هم نیست(البته بهتر از بالایی هست):

5. رو، سر بنه به بالین، تنها مرا رها کن/ ترک من خراب شب گرد مبتلا کن...

 

***

 

نمی دونم الان داری به چی فکر می کنی؛ ولی اگر نظرت به نوشته های من شعر زیر باشه :

-چشم ها را باید شست؛ جور دیگر باید دید...

باید در جوابت بگم :

-زندگی بعد درخت است به چشم حشره!!

 

 

       

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 فروردین1386ساعت 22:17  توسط شایلی | 
 

سیب خوردم

سیب خوردی

سیب خورد

 

اوه... اشتباه شد...دوباره...

 

سیب خورد

سیب خوردم

سیب خوردی

سیب خوردیم

سیب خوردید

سیب خوردند

 

...فقط چون سیب خورد ماهم سیب خوردیم! میلیون ها سال از این ماجرا می گذره، ولی ما هنوز در حال صرف کردنیم!

 ***

 

ت.ن: دوستانی که هنوز زبان فارسی دوره ی دبیرستان یادشون هست، دقت داشته باشند این جمله ۳ جزیی با نهاد محذوف است و جزء چهارمی که تو رو وادار به انجام این کار کرده باشد؛ وجود خارجی ندارد.

 

*** 

*نتیجه:

         میوه نخور نشسته ، رویش مگس نشسته!!

 

*سؤال:

         سیب رو کی جلو دستم گذاشت؟! مامانم که می دونه من معده ام ضعیفه...!!

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 فروردین1386ساعت 14:21  توسط شایلی | 

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

.

.

.

الو؟ صدا می یاد؟ یا دوباره مشترک مورد نظر در دسترس این قلب تیره نیست؟!

.

.

.

هی دوستان...!!می گن موبایلاتون و خاموش کنید در اعتراض به نرخ بالای مکالمات؛استدلالش هم اینه که خسارت بزرگی رو به مخابرات می زنه!! من که خیلی به موبایلم  احتیاج دارم،شما رو نمی دونم!!

.

.

.

الو؟ می شنوی صدامو؟ مثل اینکه قطع و وصل می شه، باید جامو عوض کنم...

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

عنصر، اتم، مولکول، ترکیب و ... چه فرقی با هم دارن؟ جدا نمی دونی؟ پس بی خودی اسم خودت رو لیسانسه نذار!!! 

ت.ن: یعنی اینقدر منظورم و بد بیان کردم؟! همون رک باشم مثل اینکه بهتره...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 21:0  توسط شایلی | 
جالب بود برام!! خیلی وقت پیش یکی بهم گفت که خیلی رک هستی!! من فکر نمی کردم اینجوری باشم... چون یه چیزیو که می خواستم به طرف مقابلم بگم، کلی مقدمه چینی می کردم بعد می گفتم... و لی الان به این نتیجه رسیدم که رک بودن به مقدمه چینی نیست...اینه که حرفتو بدون هیچ کنایه ای بگی، به قل خودمون رک و رو راست...!! الان که ری ویو می کنم می بینم من خوب که مقدمه چینی می کردم، حرفمو غیر مستقیم نمی گفتم ، همونجوری می گفتم!! انگار نه انگار که مقدمه ای براش چیدم!! ولی اینو بهت بگم که تو اصلا رک نیستی... و این برام غیر قابل تحمله...


پ.ن: در ضمن اصلا از اصطلاحاتی مثل ت.ن که حرف رو رک نمی شه توش بیان کرد، خوشم نمیاد!!
پ.ن: نه با غریبه ها حرف بزن، نه رفت و آمد کن!!(این همه درس می خونی...اینو یادت رفته؟)


+ نوشته شده در  سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 19:25  توسط شایلی | 
یه دختر کوچیک... با دستای نرمش...خاکای سخت رو کنار می زد تا دونه ی گل رو بکاره...

.

.

.

یه دختر کوچیک... با دستای نرمش... اشک چشماش رو پاک می کرد... گامهای سخت رو کنار می زد تا جسد گل رو برداره...

.

.

.

یه دختر کوچیک که الان زیادم کوچیک نیست...با دستای نرمش... مرهم رو دلش می ذاشت... بی رحمی رو کنار می زد تا گلی جسد نداشته باشه...

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

زندگی با من کینه داشت

من به زندگی لبخند زدم،

خاک با من دشمن بود

من بر خاک خفتم!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 فروردین1386ساعت 22:46  توسط شایلی | 

اصلا خوشم نیومد... یعنی چی تبعیض می ذارن؟ از دیشب تا حالا خودم و کشتم تا قالبم رو تغییر بدم ؛ نشده!! می دو نی چرا؟! چون با mozilla کار می کردم.... فقط همین!!! در ضمن این toolbar ها که برای نوشتن هست هم نیومده بود...!!
آخه تا کی تبعیض؟!

حالا از اینا بگذریم؛ نگفتی حالت چطوره؟!

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 فروردین1386ساعت 16:39  توسط شایلی | 
"روزگاریست در این گوشه ی پژمرده ی هوا، هر نشاطی مرده است."
-سهراب سپهری-

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

همیشه پست اول سخت ترین پسته !! در هر صورت سخت ترین کار رو انجام دادم!!
حالا اینا رو بی خیال، خودت چطوری؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 فروردین1386ساعت 23:3  توسط شایلی |