آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!

امروز یه ارائه سخت داشتم. وقتی در پایان استادم گفت "خیلی خوب بود"، نفس راحتی کشیدم. گرچه یه کد پایتون هم براش آماده کرده بودم بخاطر باقی همکلاسی ها اصلا درموردش صحبتی نکردم که برای اونها دردسر نشه. یه امتحان زودتر از موعد هم دارم. بعدش میریم برای مقاله. بعدش امتحان زبان، بعدش امتحان جامع، و بعدش پروپوزال، و بعدش دفاع پروپوزال و بعدش تز و بعدش دفاع تز و بعدترش دو تا مقاله. اگر عمری باقی بود یه مدرک بهم میدن 🙃 پروسه بی نهایته. بابتش باید مدال استقامت هم بدن...

منطقی نیست که دیوانه شوی برگردی

منطقی نیست ولی منتظرت می مانم

عمران بهروج

+ نوشته شده در  یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ساعت 23:35  توسط زهره  |