آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
داشتیم میرفتیم یه سر دانشگاه، برای کارای خوابگاهم، آسفالتهای سمت چپ کمرنگتر از سمت راست بودن. برادرم خیلی تعجب کرده بود. بنظرم اصلا هم عجیب نیست. کمتر میرن، بیشتر برمیگردن...

یکی از قوانین نانوشته درددل کردن اینه که به ازای هر حرف نگفتنی و یا رازی که یکی میگه، اون یکی هم حرفی بزنه و رازی بگه. اما من همیشه نقش گوش رو بازی میکنم.اکثر موارد که رازی ندارم. اما گاهی هم دارم و برعکس اونا که میتونن اعتماد کنن، دلیلی نمیبینم که بخوام برای هر بنی بشری درددل کنم. جز خود خدا هیچ کس دیگه ای ستار العیوب نیست...

بهترین دعایی که توی تمام مدت وبلاگ نویسیم توی وبلاگها خوندم این بوده: "خدایا! عاقلم کن! آمین"

+ نوشته شده در  یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱ساعت 22:21  توسط زهره  |