آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
تازگیا یه دستبند خریده بودم، خیلی دوسش داشتم! یکی از دوستای دوره دبیرستانم ازش خوشش اومد و به شوخی گفت که بدش به من یادگاری. اولش حرفشو جدی نگرفتم، بعد از فکرم گذشت که چقدر تاسف انگیزه که به یه دستبند دل خوشم و حاضر نیستم ازش دل بکنم! اینطور مواقع به دو شخصیت مقابل هم تقسیم میشم. یکی اون یکی رو سرزنش میکرد و می گفت که باید بدون فکر می بخشیدی! دیگه ارزش نداره! اون یکی گریه اش گرفته بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۱ساعت 22:45  توسط زهره  |