|
آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
|
از دیشب یکریز داشت برف میبارید. هوای تفرش انگار میدونه کی قراره من برگردم، همیشه روزایی که دارم برمیگردم خونه هوا حسابی برفی و بارونی میشه. حدودا 20 سانت برف نشسته بود. همه جا یه دست سفید و تمیز. وقت نکردیم یه ذره برف بازی کنیم... توی دانشگاه به دوستم گفتم که برفای یه درختو بریز روی سرم، گفت زشته! درحالیکه دانشگاه خالی خالی بود! زشت و غیر زشت جاشون عوض شده!
