وقتایی که مدرسه ای بودم، وقتی به حالت دو از پله ها میرفتم پایین احساس
میکردم که من روی یه نقطه ثابتم و محیط اطرافم داره حرکت میکنه. انگار زمین
زیر پام سُر میخورد، بعد می چرخید، دوباره سُر می خورد، بعد هم روی یه خط
ممتد و صاف تا خود مدرسه حرکت می کرد و میپیچید و ... الان خیلی توجهم به
اطرافم کم شده. چند روزه دارم سعی میکنم بیشتر متمرکز باشم و کمتر گیج
بزنم!
بازگشت به عقب و تکرار تاریخ انگار یه
اتفاق جدا نشدنی از هر آدمیه! احساس امروزم اینه که مث توزیع نرمال دارم از
نقطه max سرازیر میشم! البته خیلی وقته که افتادم تو سرازیری تکرار!
+
نوشته شده در دوشنبه ۱۱ دی ۱۳۹۱ساعت 23:28 توسط زهره
|