آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
یه وقتایی برای رفتارام یه سری متغیرهای پیشگو تعریف میکنم و سعی میکنم طبق همین متغیرها رفتار کنم. اما بعد از مدتی که نتیجه دلخواهم رو نمیگیرم می فهمم باید یه سری متغیر رو حذف کنم و متغیرهای دیگه ای جایگزین کنم. مثلا بعد از مدتی فهمیدم که نمیشه با همه مهربون بود و خیلی ها سو استفاده میکنن. بعد از تغییر رفتارم، واکنششون جالب بود! گفتن که تازگیا خیلی اخلاقم بگیر نگیر داره! 

مقایسه هم فرآیند جالبیه. برای مقایسه کردن نیاز به شاخص داریم. لازمه که حتما مدلسازی کنیم و از بهینه بودن معیار ارزیابی مطمئن بشیم. اما معمولا هیچ کس سعی نمیکنه قبل از هر مقایسه ای یه شاخص خوب و حتی بهترین شاخص موجود را انتخاب کنه. بلکه به نزدکیترین شاخص (یعنی خودش) متوسل میشه و همه عالم و آدم رو با خودش می سنجه! اصلا هم فکر نمیکنه چقدر به حد ایده آل نزدیکه! جالبناکه!

ظهر نیم ساعت خوابیدم، فقط خواب ماشین حساب و ex و انتگرال و کران بالا و... دیدم! چرا از انتگرال بدم میاد!؟ خیلی مزخرفه!

راستی! آدرس وبلاگتون رو بذارید! عذاب وجدان میگیرم کامنتتون بی جواب می مونه...

+ نوشته شده در  جمعه ۲۹ دی ۱۳۹۱ساعت 23:19  توسط زهره  |