آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
همیشه ته ته ته ذهنم خاطرات بد رسوب میکنن و باعث میشن محتاط بشم. نمیدونم ربطی به کینه ای بودن داره یا نه!

یکی از تصویرهای قشنگ و البته دلهره آوری که از بچگیام تو ذهنم مونده، راه رفتن تو گندمزاریه که قدم از گندمهاش کوتاه تر بود!


مهربانم! چشم بارانی چه می آید به تو!


+ نوشته شده در  جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۲ساعت 1:36  توسط زهره  |