|
آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
|
استاد بیچاره ام برام میل زده کار پروژه ام رو پیگیری کنه و برام چندییین پاراگراف نوشته! جواب میلشو ندادم! یعنی خجالت کشیدم در جواب همه حرفاش بنویسم "هیچی"!
چند روزه مدام با خواهرم میریم خرید! همه پاساژا پر شده از خنزر پنزر! اونم گرون تومن! واقعا موندم! یعنی مردم انقد بد سلیقه شدن؟ محض رضای خدا یه جفت جورابم نپسندیدیم!!! من فقط لباس بچه می پسندم :دی
حتی دلم نمیخواد بی اجازه به کسی فکر کنم. حس میکنم به حریم خصوصیش وارد شدم.
چقدر جمله های قشنگی میشه با "شاید اگر ..." ساخت. اما از حسرت خوشم نمیاد.