آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
هر علامت سوال سرکوب شده با شکل و شمایل دیگه ای برام ظاهر میشه. چرا میشه اخم، چطور میشه بغض، چگونه میشه درد...

دلم برای استادم تنگ شده. باریکلا شنیدن از زبون استاد مغرور و بداخلاق خیلی می چسبه! چقدر شاگرد بی وفایی ام...

برنامه ریزی کردن برای روزهای خوب پیشرو خیلی امید بخشه! به امید اون روزها...

+ نوشته شده در  جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲ساعت 15:54  توسط زهره  |