آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
یه گروه از اطرافیانم معتقدن که ارشد خودن ارجح ِ بر کار کردن و گروه دیگه عکس این گروه! انگار دو دسته آدم دارن دستامو از دو طرف میکشن! اما من هر دوشو با هم میخوام!

دردای دنیا دفعی و جمعی هجوم میارن!

بعضی اوقات دوستام حرفای جالبی میزنن. برای تولد دوستم هدیه گرفته بودم، میگفتن که اگه حتی به دوستم نگم هدیه از طرف کیه، خود هدیه گویاست و صاحبشو لو میده! درمورد لباسام هم چنین عقیده ای دارن!

شب شعر گذشته تقریبا هیچ کس برای شعرخوانی داوطلب نبود! خودم تنهایی سه بار رفتم شعر خوندم. یکی بهم گفت که همه شعرات وزن یکسان دارن، براش سه تا دوبیتی خوندم که هر سه رو طی 15 دقیقه با سه وزن متفات گفته بودم! روش کم شد :دی

دلم میخواد نه دیگه از اینترنت استفاده کنم نه گوشی نه لپ تاپ و نه هیچ تکنولوژی وقت تلف کنی!


هیچ میدانی چرا چون موج

در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟

زانکه بر این پرده تاریک

این خاموشی نزدیک

آنچه می خواهم نمی بینم

آنچه می بینم نمی خواهم!

-شفیعی کدکنی-

+ نوشته شده در  یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۲ساعت 23:38  توسط زهره  |