آنچه یافت می نشود، آنم آرزوست!
آرامش آدمها همیشه هم برام آرامش بخش نیست. برعکس گاهی  نگرانم میکنه که چرا من چنین آرامشی ندارم؟ گرچه از درستی مسیرم مطمئنم اما از کیفیتیش مطمئن نیستم.

هر وقت کسی از دنیا میره، بُعد منطقیم میگه مرگ صرفا یه مرحله از زندگیه و اصلا هم ناراحت کننده نیست. مث از پله بالا رفتنه. اما بُعد احساسیم گوشاشو میگیره و گریه میکنه...

الخبیثات للخبیثین و الخبیثون للخبیثات و الطیّبات للطبّین و الطیّبون للطیّبات... یعنی من جزء خبیثاتم یا طیّبات؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ساعت 23:6  توسط زهره  |